مضرات یک سازمان سنتی

سلسله مراتب شرکت های سنتی در عصر صنعتی شکل گرفته است.

سیستم شرکت های اجرایی، مدیران، مدیران میانی، سرپرستان و کارمندان این شرکت هنگامی که شرکت ها در انزوای نسبی از سایر کشورهای جهان فعالیت می کردند و محصولات فیزیکی تولید می کردند، به خوبی کار می کردند. شرکت های جهانی امروزی که ایده هایشان را به دفعات برای فروش و یا تولید محصولات استفاده می کنند، وقتی از ساختار سازمانی سنتی استفاده می کنند با معایبی روبرو می شوند.

زمان طولانی برای تصمیم گیری

اگر کسب و کار کوچک شما دارای لایه های مدیریتی زیادی است، ممکن است دریابید که تصمیم گیری برای همه افرادی که نیاز به سنجش یک مسئله دارند ممکن است طولانی شود. هماهنگی ورودی چندین مدیر می تواند به سطحی از سازش نیاز داشته باشد که روند تصمیم گیری را کاهش دهد. علاوه بر این، شما باید در اداره سیاست تصمیم گیری با بسیاری از مدیران مهارت داشته باشید تا هیچ کس احساس نکند که نظر آنها نادیده گرفته می شود.

برداشت های اشتباه در سیستم های سنتی

همانطور که بخشنامه ها از طریق یک سلسله مراتب سنتی حرکت می کنند، پیام می تواند تحریف شود. هر سرپرست یا مدیر ممکن است سخنان شما را متفاوت تفسیر کند تا این که پیامی که به کارمندان می رسد شباهت چندانی به آنچه شما در نظر داشتید نباشد. حتی دستورالعمل های کتبی نیز نیاز به تفسیر دارند. برعکس هم همینطور است. اگر کارمندان با گزارش دادن به سرپرستان خود موضوعاتی را مطرح کنند، ممکن است شکایات و پیشنهادات پس از چندین سطح مدیریت به شما برسد. ممکن است تصویری کاملاً متفاوت از آنچه کارمندان سعی در گفتن داشتند داشته باشید. اما زمانی که شما کسب و کاری مدرن و سیستم سازی شده داشته باشید می توانید به راحتی با ارائه دستورالعمل ها و یا استفاده از یک ادبیات سازمانی این مشکلات را حل کنید.

پیشنهاد می کنم بخوانید: سیستم سازی و بهره وری بالای کارمندان

فقدان اختیارات فردی

یک ساختار سنتی بیش از آنکه به فرد اختصاص یابد، اختیارات را به موقعیت اختصاص می دهد. این بدان معنی است که مدیران تلاشی برای حفظ جایگاه و موقعیتشان نمی کنند. آنها آن را به ارث می برند. این امر مستلزم این است که شما به طور مداوم تأثیر افراد در موقعیت های مختلف را بررسی کنید تا ببینید آیا آنها مهارت های واقعی شغل را دارند یا اینکه آنها برای حفظ وضعیت خود روی قدرت موقعیت حساب می کنند. در این سازمان ها ترجیح میدهند محدوده اختیارات از میان مدیران خارج نشود و اختیاری به پرسنل خود نمی دهند.

علت شکست کسب و کارهای سنتی

ناتوانی در انطباق جهانی

سازمان سنتی دارای ستاد است. تصمیماتی که کل شرکت را تحت تأثیر قرار می دهد در دفتر مرکزی تصمیم گیری می شود. این می تواند یک نقطه ضعف در اقتصاد جهانی باشد که در آن مردم در مناطق خاص به اقتدار تصمیم گیری برای انطباق استراتژی یک شرکت با جمعیت محلی نیاز دارند. تصمیم گیری متناسب با همه سازمان سنتی ممکن است باعث از دست دادن مشتریان جهانی در این شرکت شود. امروزه سازمان های جهانی تمایل به همکاری با شرکت های پیشرفته و به روز را دارند که کسب و کارهای سنتی این ویژگی را ندارند.

بیش از حد تخصص محور بودن

اگر شرکت شما دارای شرح وظایف سختگیرانه ای باشد که با سبک سنتی سازمانی مطابقت داشته باشد، ممکن است دریابید که کارمندان احساس مسئولیت و مهارت های خود را فقط به آنچه شغل نیاز دارد محدود می کنند. هنگامی که کارمندان در مواجهه با مسائل به طور فزاینده ای اعلام می کنند “این وظیفه من نیست”، این می تواند به طور کامل فرآیند حل مسئله را از بین ببرد. کارکنانی که مایل به دریافت بررسی عملکرد خوب هستند ممکن است منحصراً بر الزامات موقعیت فعلی خود تمرکز کرده و از پذیرش مسئولیتهای خارج از سمت خود اکراه داشته باشند. زیرا یک سازمان سنتی قطعا پویا نیست و جایی برای رشد و پیشرفت هم ندارد.

 

اگر شما هم روزانه با این چالش ها در کسب و کار خود درگیر هستید به شما پیشنهاد می کنم برای شروع سیستم سازی لحظه ای مکث نکنید. برای تحلیل، استراتژی و سیستم سازی کسب و کار خود شما نیاز به یک بیزینس کوچ حرفه ای دارید که در سلطان گروپ، محمدرضا سلطانی در کنار شما خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید